برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
من دیشب بهش پی ام دادم
تا همون دیشب میگفتم اگه مهم باشه یه اتفاقی میفته
خب آره نیستش!
منم دیگه توقعی ندارم.
دیگه ام منتظر نیستم بیاد پا پیش بزاره عذرخواهی کنه
دیگه ام تصمیم ندارم که برم عذرخواهی کنم
دیگه ام فک نکنم اونم تصمیم داشته باشه!
صو..
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
خب..
حالا که همه چی معلوم شد...
نمیدونم این راه درسته یانه
ولی..
دلم میخاس از اینجا برم
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
اصلا درکش نمیکنم
دیگه کم کم دارم باهاش به بن بست میخورم
آخه لنتی.. تو هنوز از اون موقع تا الان نیومدی دو کلمه باهام در موردش حرف بزنی
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
جدا نمیدونم مشکل از منه
یا بقیه..
بجون خرسم نمیفهمم چرا ملت قبول نمیکنن اشتباهشونو
چرا پای حرفاشون وا نمیستن
چرا هم خدا رو میخوان هم خرما؟؟!!!!
ودفففففف
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
حتا نمیشه تصورشم کرد که چقدر آزار دهنده بوده
و من چقد به خودم و خودت ظلم کردم
ولی این دیگه آخرشه...
و من واقعا نمی تونم کاری برات بکنم
ببخش!
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
بسم الله الرحمن الرحیم
میدونین اولش منم خوشحال بودم
از اینکه همه چی تموم شد
از اینکه چیزی رو که میخاستم دارم
ولی از وقتی سپیده گف میخواد بره یهو ترسیم
اصن هرچی حس بد بود که من نادیدشون میگرفتم تالان، یهو همشون اومدن جلو چشام
من نمیدونم چه دعایی بخونم .. چه نذری بگیرم که تو پسش نزنی خدا !
که این یه بار زندگیم حروم نشه !
فقد ازت میخوام کمکم کنی!
خود خودت..
خودت که میتونی!
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد
برچسب:
نویسنده: آرین اکبرینژاد